درباره من روزگاری پرنده ء کوچکی بودم و در حسرت پریدن
زمان سپری شد و بال و پر را گشودم به پرواز در آمدم حال که پریدن و اوج گرفتن را در خود میبینم دیگر حتی دیدن رد پایم در زمین نیز برایم عذاب آورشده است این است رسم روزگار |
ربه کا
(
![]()
برچسب ها:
1
لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید. |
کاربران آنلاین (0)
|
به علت هزینه های بالا ممکن است سایت از دسترس خارج شود.
لطفا ما را در اینستاگرام دنبال کنید.
ممنون ...
با اينكه از عاشقي زه شدم و Loveless هستم ولي ...
خوبه
عشق رو دوست ندارم.
ولی ممنون
مادر بزرگه: اصلا مرد عاشق وجود نداره