دلم بشکنه حرفی نیست، حقیقت رو ازت می خوام
بهم راحت بگو می ری حالا که سر رویاهام
نمی دونم کجا بود که دلت رو دادی دست اون
خودت خورشید شدی بی من، منم دلتنگی بارون
یه وقت فکر منم کن که، دلم داغونه داغونه
تو می ری عاقبت پا اون، که دستام خالی می مونه
دلم بشکنه حرفی نیست ولی کاش لایقت باشه
می رم از قلب تو بیرون که عشقش تو دلت جا شه
دلم بشکنه حرفی نیست، اگه تو یار و همراشی
ولی می شد بمونی و کمی هم عاشقم باشی
نمی دونم کجا بود که! دلت رو دادی دست اون
خودت خورشید شدی بی من، منم دلتنگی بارون
همه فکرش شده چشمات، گاهی دستات و میگیره
یه وقت تنهاش نذاری که مث من میشه می میره
دلم بشکنه حرفی نیست ولی کاش لایقت باشه
می رم از قلب تو بیرون که عشقش تو دلت جا شه
تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۰/۱۰/۱۸ - ۱۵:۰۶
لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید.
ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.