وقتی دلم خسته میشود برایش از فردایی روشن میخوانم به بادش می اورم که چه دلهایی را از خستگی به در اورده، وقتی دلم خسته می شود می نشینم و برایش ارام نجوا می کنم گرد وغبارش را با اشک می گیرم واز شادی که در راه هست می گویم وقتی دلم خسته می شود دوست را صدا می زنم و سبدی از عشق تقدیمش می کنم و بخدایی که بزرگ هست میسپارمش، وانگاه ارام چشمانم را میبندم........
تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۲/۰۸/۱۸ - ۰۸:۵۳
لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید.
ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.