فراموش کردم
لطفا تایپ کنید...
رتبه کلی: 1697


درباره من
دلم گرم خداوندیست که با دستان من ، گندم برای یاکریم خانه میریزد
چه بخشنده خدای عاشقی دارم که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم
دلم گرم است ، میدانم بدون لطف او تنهای تنهایم برایت من ، خدا را آرزو دارم
. . .


خدایا خیلیا دلمو شکستن
شب بیا با هم بریم سراغشون
من نشونت میدم تو ببخششون!
آرامش دل (sevginaz )    

پدر...!!!

درج شده در تاریخ ۹۲/۱۱/۱۷ ساعت 09:45 بازدید کل: 122 بازدید امروز: 96
 

پدر...

 

می گویند شب های جمعه ازخدا تا زمین راهی برای رفتگان بازاست و من چه خوب می دانم که چه سخت است دل کندن از خدا و آمدن به زمینی که پر از رنگ و ریاست. حتی اگر بدانی که دختری چشم انتظار تا غروب آفتاب، پشت پنجره به امید آمدنت به افق زل زده . امروز پنج شنبه است و امشب اگر بیایی به اندازه تمام شب ها و روز های نبودنت با تو حرف دل دارم .

 



 

قسمت این بود که من تمام سهم خودم را در کودکی از تو بگیرم وسهم امروزم همین دوری و جدایی باشد. آری این منم، کسی که روزی دخترت بود و امروز نمی داند که تو در یاد داری اش یا نه! تو نمی دانی که چه سخت می گذرد این روز هایی که نیستی و من هرصبح به انتظار روزی می نشینم که به نبودنت عادت کنم. چه کنم که عادتم نشد و نمی شود و حالا دیگر نمی خواهم بشود . بگذار هرچه که می خواهند بگویند. بگویند که تو هنوز بچه ای . بگویند تو اولین کسی نیستی که پدر از دست داده . بگویند که واقعیت ها را نمی پذیری . بگذار بگویند. اگر واقعیت زندگی من نبود توست ، تف به این زندگی و به این همه حقیقت . انگار دروغ از همه زیبا تر است . نبودنت برای من فقط تنهایی به جا گذاشت و وابسته شدن به آدم هایی که ارزش وابستگی ندارند . به آدم هایی که احساسم را اشتباهی می گیرند . آدم هایی که دوست داشتنی پاک و ساده را عشق می پندارند .

 

تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۲/۱۱/۱۷ - ۰۹:۴۷
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات
کاربران آنلاین (0)