غمگینم همانند...
پدرم،آن هنگام که فهمید
.
.
.
سیگار میکشم... لبخند تلخی زد وگفت:
سیگار داری؟؟؟
غمگیــنم همانندِ.
یک کلاغ که آرزوی سفید شدن را با خود به گور میبرد..

غمگیــنم همانندِ.
ابرهایی که گریه میکنند و اشکهایشان انسانها را شاد میکند...

غمگیــنم همانندِ.
رودخانه ای که مرداب میریزد و از دریا فاصله دارد...

غمگیــنم همانندِ.
تنها ترین آدم روی زمین که از همه جا دل کنده...

غمگینم همانند...
دلت وقتی تاوان شکستن دلم را، با رفتن او داد...
غمگیــنم همانندِ.
خورشید که تا بی نهایت تنهاست
غمگینم همانند...
جمعه ای که هیچ کس چشم دیدنش را ندارد...

غمگیــنم...
برای ... شدم ... ...، َ آمد!!
غمگینم همانند...
جنگلی،که کبریتیکه سبب آتشش شد
از چوب درختان خودش بود...

غمگینم همانند...
پسری،که عشقش...بخاطر
.پول از او گذشت.

غمگیــنم همانندِ.
یک پنجره تنها رو به دریایی که حتی توی ساحلش کسی قدم نمیزند...

غمگیــنم همانندِ.
قماربازی که منو باخت و رفت...!!!

غمگیــنم همانندِ.
یک عروس که دامادش را در شب عروسی تصادف کرده از دست میدهد...
غمگیــنم همانندِ.
رودخانه ای که تمام ماهیانش به خاطر آلودگی آب مردند....
