مست بودم ، مست عشق و ناز
مردی آمد قلب سنگم را ربود
بس که رنجم داد و لذت دادمش
ترک او کرد چه می دانم که بود...
•.•.•.•.•.•.• شعرهای کوتاه مریم حیدرزاده •.•.•.•.•.•.•
آه اگر باز بسویم آیی
دیگر از کف ندهم آسانت
ترسم این شعله سوزنده عشق
آخر آتش فکند بر جانت...
•.•.•.•.•.•.• شعرهای کوتاه مریم حیدرزاده •.•.•.•.•.•.•
بخدا غنچه شادی بودم
دست عشق آمد و از شاخم چید
شعله آه شدم صد افسوس
که لبم باز بر لب آن نرسید...
•.•.•.•.•.•.• شعرهای کوتاه مریم حیدرزاده •.•.•.•.•.•.•
تو را می خواهم و دانم که هرگز
به کام دل در آغوشت نگیرم
تویی آن آسمان صاف و روشن
من این کنج قفس مرغی اسیرم...
•.•.•.•.•.•.• شعرهای کوتاه مریم حیدرزاده •.•.•.•.•.•.•
بخت اگر از تو جدایم کرده
می گشایم گره از بخت چه باک
ترسم این عشق سرانجام مرا
بکشد تا به سراپرده خاک....
به علت هزینه های بالا ممکن است سایت از دسترس خارج شود.
لطفا ما را در اینستاگرام دنبال کنید.
http://www.miyanali.com/BLOOM/poll/4