اعداد فيبوناچي و خواص آنها در بازار سرمايه و پول
لئوناردو فيبوناچي (Leonardo de pisa deFibonacci) در شهر پيزاي ايتاليا در حدود 1175 بعد از ميلاد بدنيا آمد و در سال 1250 فوت كرد. او را بزرگترين رياضي دان قرون مياني ميلادي در اروپا ميدانند و از اولين افرادي است كه سيستم اعداد هندي-عربي را به اروپاييان معرفي كرد.
يكي ازكارهاي او معرفي سري معروف فيبوناچي است.درمثال زيرروش ايجاد اين سري را تشريح ميكنيم:
يك جفت خرگوش را در مزرعه اي در نظر بگيريد.
در صورتيكه يك ماه طول بكشد تا خرگوشها به حد بلوغ برسند و يك ماه نيز زمان لازم باشد تا در نتيجه توليد مثل يك جفت جديد به مزرعه اضافه شود، با فرض اينكه هيچكدام فرار نكنند يا نميرند تعداد جفت هاي آنها بصورت سري عددي زير افزايش خواهد يافت:
...., 233 ,144, 89, 55, 34, 21, 13, 8, 5, 3, 2, 1, 1
در طبيعت موارد بسياري وجود دارند كه از سري اعداد فيبوناچي پيروي ميكنند. همانند: الگوي چيدمان تخمها در گل آفتابگردان، رديفهاي موجود در ميوه آناناس، ... اما اين اعداد به دليل روابطي كه ميان آنها وجود دارد، معامله گران را سالهاست مجذوب خود كرده است بطوريكه در حال حاضر در بازار هاي سهام به عنوان يك رخداد كاملا طبيعي به اين روابط توجه ميشود.
به عنوان مثال، چند عدد از اعداد بالا را انتخاب ميكنيم، ... , 233, 144 , 89, 55
مشاهده ميكنيم كه:
0.618=233/144 ...............0.618=144/89
1.618=144/233 ................ 1.618=89/144
و:
382.0=144/59 ................ 382.0=233/89
همچنين جذر عدد 618/0 ميشود 786/0 و جذر عدد 618/1 ميشود 27/1 نسبتهاي كليدي كه از اين روابط بدست ميآيند عبارتند از:
%25=0.247
%38=0.382
%50=50 .0
%62 =0.618
%79 =0.786
%127=1.27
%162=1.618
%262=2.618
حقايق جالب توجه فراواني در مورد اعداد فيبوناچي وجود دارد(مقاله فيبوناچي هاي افسونگر: اسرار و جادوهاي اعداد، نويسنده: ترودي هامل گارلند) اما امروزه براي معامله گران اين موضوع اهميت دارد كه بفهمند چگونه اين اعداد وارد بازي ميشوند و نقش خود را در بازار بر عهده ميگيرند.
در ابتداي ايجاد يك بازار، منطقي است كه بگوييم كاري كه در بازارها انجام ميشود بسيار ساده است. افراد با خريد و فروشهاي خود يك بازار را به وجود ميآورند. اما به تدريج پيچيدگي بازارها افزايش مييابد. در حال حاضر بسياري از خبرگان بازار سهام چيزي را نميخرند بدليل اينكه “احساس ميكنند آنرا دوست دارند” يا “فكر ميكنند كه بالا ميرود”.
اكنون تحليلگران تكنيكال سعي ميكنند سريعتر و دقيق تر به اين نكته پي ببرند كه در چه نقطه اي از نمودار بايد وارد و در چه نقطه اي از بازار خارج شد. در صورتيكه به پيچيدگي بازار اعتقاد داشته باشيم منطقي است كه بيشتر معامله گران در آينده اي نزديك به طرف روشهاي علميتر براي معاملات خود سوق پيدا كنند. قبول اهميت نقاط فيبوناچي توسط توسط معامله گران در نهايت به جايي ختم ميشود كه هرگاه نمودار بسمت اين نقاط حركت ميكند معامله گران بتوانند رفتار آنرا پيش گويي كنند.
موضوع را با يك مثال دنبال ميكنيم. اما قبل از آن دو اصطلاح سطوح حمايت و سطوح مقاومت را تشريح ميكنيم.
سطوح حمايت مناطقي از نمودار هستند كه نمودار از آن نقاط بسمت بالا حركت ميكند و مناسب خريد است.
سطوح مقاومت مناطقي از نمودار هستند كه در مقابل افزايش بيشتر مقاومت ميكنند و مناسب فروش هستند. رفتار قيمتي عموما در ميان اين نواحي تعيين ميشوند.
دلايل متعددي ممكن است براي اين موضوع وجود داشته باشد (اكثرا حركت گروهي سهامداران را دليل آن ذكر كرده اند. معامله گران به عنوان يك انسان، در صورتيكه خود را در تعامل با ديگران بدانند احساس امنيت بيشتري ميكنند تا اينكه خود را در يك شرايط ايده آل و منفك از ديگران بدانند) اما مهم اين است كه از اين اطلاعات چگونه براي سوداوري بيشتر استفاده ميشود.
معامله گران با استفاده از نقاط Aو Bو تئوري تغيير جهت حركت قيمت فيبوناچي ميتوانند نقاط Cو Dرا پيش بيني كنند. به عنوان مثال، در صورتيكه فاصله Aتا Bرا 100 بدانيم و قبول كنيم كه نقطه Bيك نقطه مقاومت است، ميتوان پيش بيني كرد كه نقطه C(نقطه حمايت) يكي از مقادير زير را داشته باشد:
38-100 (C1
50-100 (C2
62-100 (C3
79-100 (C4
علاوه براين ميتوانيم از اين ايده براي پيش بيني مقدار نقطه D(نقطه مقاومت) استفاده كنيم. در يك بازار روبه رشد مقدار نقطه Dبيش از 100 خواهد بود.
اما اين سيستم تا چه حد معتبر است؟ بايد گفت، معمولا عوامل خارجي نقشي مخرب را در از بين بردن يك تئوري بازي ميكنند. انتظار موارد غير منتظره را داشتن، عاقلانه ترين كاري است كه هر معامله گر ميتواند در هنگام ورود به بازار انجام دهد. اتفاقات سياسي، تغييرات شاخصهاي اقتصادي، تحولات منطقه اي و جهاني، همه ميتوانند در تغيير جهت بازار مؤثر باشند.ممكن است فردي در يك نمودار خاص خطوطي را ترسيم كند كه كاملا متفاوت از فرد ديگري با همان اطلاعات باشد. پيش بيني دقيق نقاط، يك استثنا است، اما اين اطلاعات به معامله گران اين توان را ميدهد كه در چارچوب خاصي صحبت كنند و اطلاعاتي بسيار ارزشمند را داشته باشند. به تدريج كه معامله گران در بازار فعاليت ميكنند، دانش و تجربه بيشتري كسب ميكنند و بهتر قادر خواهند بود تفاوت ميان نقاط را تشخيص دهند.