درباره من آلبر کامو :
خدا به انسان می گوید : من خانه هستم .. ، در بزن . با هم چای میخوریم و گپ میزنیم تو سبُک میشوی ..و .. و من نظرم را در مورد تو عوض میکنم و کاری میکنم تا دلت گرم شود . لازم نیست سر سجادۀ نماز باشی می توانی همانطور که در حال چای خوردن هستی با من حرف بزنی یا .. همانطور که در حال گوش دادن به موسیقی هستی منهم از موزیک خوشم می آید خودم به انسانها آموزش داده ام بنوازند ، به بعضی از آنها الهام کردم چگونه ساز های متفاوت بسازند و نغمه های شورانگیز از آن بیرون بکشند ، با رقص هم مخالف نیستم . ببین پروانه ها چگونه می رقصند . گُل در حال رقص است . ابرها درحال رقصند. به کودکان نگاه کن ، پاک و معصومند و مدام درحال رقصند. گاهی خدا می گوید : مزاحم نیستی در بزن با هم یک چای بنوشیم و گپ بزنیم ... جلوی من حرکت نکن من پیروی نمی کنم... پشت سر من حرکت نکن من رهبری نمی کنم... تنها کنارم قدم بزن و دوستم باش... |
زینبم من
(
![]()
برچسب ها:
1
لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید. |
کاربران آنلاین (0)
|
به علت هزینه های بالا ممکن است سایت از دسترس خارج شود.
لطفا ما را در اینستاگرام دنبال کنید.
دوست داشتن
برای خاطر چشم و ابرو نمی ماند
عشق
به احترام اندام تراشیده ی هیچکس
روی پاهایش نمی ایستد
فراموش نکن
برجسته ترین لباس ها
آخرسر جایش گوشه ی کمد
لا به لای یک دنیا لباس های خانگی گشاد
که تو را هم بستر رویاهای شیرین شبانه می کنند ، جا خوش می کند
یادت نرود
دنیا دنیا لوازم آرایش هم که داشته باشی
با یک آب تمامش پاک می شود
و تو می مانی ، خود تـــو
که به گمانم
یادت رفته وقتی لبخند می زنی
زیباترین مخلوق خدا را نشان دنیا می دهی
به دل ات بسپار اگر کسی آمد
که خود تو را
که روزهایی می رسد ،
که هیچ حوصله ی آراسته بودن را هم نداری ...
نگاه خواهانش را به تو بدوزد !
و بگوید ...
امروز کدام یک از لبخند هایت را پوشیده ای
که اینقدر دلنشین تر شده ای ؟
خودش را بسپارد به روزگارش
تا تو بشوی بانوی لحظه هایش ... !
عادل دانتیسم
مهدی گودرزی 313: یاد بگیر جانم ! دوست داشتن برای خاطر چشم و ابرو نمی ماند عشق به احترام اندام تراشیده ی هیچکس روی پاهایش نمی ایستد فراموش نکن برجسته ترین لباس ها آخرسر جایش گوشه ی کمد لا به لای یک دنیا لباس های خانگی گشاد که تو را هم بستر رویاهای شیرین شبانه می کنند ، جا خوش می کند یادت نرود دنیا دنیا لوازم آرایش هم که داشته باشی با یک آب تمامش پاک می شود و تو می مانی ، خود تـــو که به گمانم یادت رفته وقتی لبخند می زنی زیباترین مخلوق خدا را نشان دنیا می دهی به دل ات بسپار اگر کسی آمد که خود تو را که روزهایی می رسد ، که هیچ حوصله ی آراسته بودن را هم نداری ... نگاه خواهانش را به تو بدوزد ! و بگوید ... امروز کدام یک از لبخند هایت را پوشیده ای که اینقدر دلنشین تر شده ای ؟ خودش را بسپارد به روزگارش تا تو بشوی بانوی لحظه هایش ... !
نغمه -S: متنت عالی بود مرسی عزیزم=