فراموش کردم
رتبه کلی: 1800


درباره من
تا که رسیدم بر تو
از همه بیزار شدم !


#احمدی_ان
Mahsa (ViCi )    
آلبوم: ShuT uP !
 
عنوان: فی البداهه ! :/
فی البداهه ! :/
کد برای مطالب، وب سایت و وبلاگ: بازدید کل: 151 بازدید امروز: 149

این تصویر توسط میثم عظیمی. بررسی شده است.
توضیحات:

لعنت به این شهر که تورو داره ! : |
ب رسم همیشه ی راس پاتوق !
و باز همون کافه چی همون دکلمرو گذاشته
ک میگه
...

بیش از اینها ...
بیش از اینها میتوان خاموش ماند !
می توان ساعات طولانی
با نگاهی چون نگاه مردگان ثابت
خیره شد در دود یک سیگار
خیره شد در شکل یک فنجان
درگلی بیرنگ بر قالی
در درختی موهوم بر دیوار
میتوان با پنجه های خشک
پرده را یکسو کشید و دید
در میان کوچه باران تند میبارد
کودکی با بادبادک رنگی
ایستاده زیر یک طاقی
گاری فرسوده میدان خالی را
با شتابی پر هیاهو ترک میگوید
میتوان بر جای باقی ماند
درکنار پرده ، اما کور ، اما کر
میتوان فریاد زد
با صدایی سخت کاذب ،سخت بیگانه
"دوستت دارم ! "
{میتوان در بازوان چیره ی یک مرد
ماده ای زیبا و سالم بود !! }
میتوان در بستر یک مست، یک دیوانه ، یک ولگرد
عصمت یک عشق را آلود :///
میتوان با زیرکی تحقیر کرد
هر معمای شگفتی را
میتوان تنها به کشف پاسخی بیهوده دل خوش ساخت
پاسخی بیهوده !! آری
پنج یا شش حرف .....

____!
# دق و دل


من برای تو
مثه خلط گلوییم که هر بار با اشتها قورتش میدی !
من چیزی نیستم جز یه دندون لق تو فک بالات
که با کندنش کمتر میخندی !!
هنوزم بلدی آخرای پاییز که میشه
زرد کنی برگ آرزوهامو
بارون شی بباری به گل های دامنم
و با دستات هم بزنی فنجون قلبمو !
وختی همه حرفات لخته میشن تو مغزمو
و دسم به جایی جز بالشم بد نیس : (
وختی نیت میکنم خواب تورو
و باز اسمی ازت تو فالم نیس : (
وختی دنبال میکنم پیاده های شهرو
هیشکی پاش جا قدمامون نیس : (

مارو باهم دیدن
اسمشو میذارن شانس ، من بش میگم قسمت!
چون جفتمونو صادق،هدایت کرد !!
و همش عذرت اینه که اگه الان نشد تو زندگی بعدی !
خعلی خنده داره
اینکه تو قبل قاعده بازی، جرزنیو بلد شدی
هنو نمیدونی همه شیش های دس آخر مال منه!
و بازم من برای تو هیچی نیستم
جز یه کت زوار در رفته که ته جیباش دنبال پول میگردی!
و تمام خاطراتمونو لای قرصای خواب جا گذاشتی !
من هنوزم بضی وختا که اسمتو اشتباهی میارم
به این دلخوشم که لابد برا یه لحظه از ذهنت گذشتم !
تو همچنان کتمان کن اشکای پشت پلکتو
در قلبتو ببند تا گازش نپره !
و یه روز این آب پاکی میریزه رو دس خودت !
با خودم میگم اگه ی تصویر از تو وسط میدون شهر بذارم و بگم زیر ایراداش قرمز بکشین
سرتاپات خط خطی میشه
و اگه ی قلم بدم دسشون و بگم ایراداشو درس کنین
دس نخورده میمونی !
آدمای دورمون دخیخن همینن
اونا جرأت انتقادمونو دارن نه اصلاحمونو
و منم از تو یاد گرفتم bk گفتنو D;

شبا وختی تو برزخ این خیالاتم
کسی منو صدا میزنه با لهجه تو

سیاه گیس ! سیاه گیس
باران دانه دانه میبارد و من ...مردانه !
میبافم خرمن هارا با غم
پیچک این سیاهی ها
طناب میشود،چنبره میزند
دور گلویم
و من امشب قیچی میکنم
هر چه خوره که افتاد ب جانم
هر فاصله که بند شد به تار مویی
تا مبادا قاصدک ها
روی این خرمن ها
هوس شب نشینی کنند ،سیاه گیس !

M:M  
درج شده در تاریخ ۹۴/۰۹/۲۷ ساعت 12:11
برچسب ها:
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
تبلیغات

1
2
3
4
1 2 3 4


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
کاربران آنلاین (0)