درباره من
سلام به همه گلاي ميانالي فقط با توجه به مسئله شخصي كه دارم از پذيرفتن پيامهاي دوستي شما عزيزان معذورم ولي حتما به مطالبتون سر ميزنم وبا احترام وافر به همتون نظر خودمو به زحماتتون ابراز ميكنم
اميدوارم از حقير دلگير نشيد
خواهر كوچيك شما: رها
شـوق پـرکـشیـدن است در سرم قـبول کـن
دلشکـستهام اگـر نـمیپـرم قــبول کـن
ایـن کـه دور دور بـاشم از تـو و نبـینـمت
جـا نـمیشود بـه حجـم بـاورم، قـبـول کـن
گـاه، پـر زدن در آسمان شعـرهـات را
از من، از مـنی کـه یـک کبـوتـرم قبـول کـن
در اتـاق رازهـای تـو سرک نـمیکـشم
بیــش از آنـچه خـواستی نـمیپـرم، قـبول کن
قـدر یـک قـفس که خلوتـت به هم نـمیخورد
گــاه نامه میبـرم میآورم، قــبـول کــن
گفتهای که عشق ما جداست، شعرمان جدا
بـیتـو من نه عاشقم، نه شاعـرم، قبول کن
آب …
وقـتی آب ایـن قدر گـذشته از سـرم
مـن نمیتـوانـم از تـو بـگذرم، قـبول کن
شعر از :مهدي فرجي