فراموش کردم
لطفا تایپ کنید...
رتبه کلی: 8037


درباره من
زخم زبان هم به اندازه زخم چاقو دردناك است - انجمن داستان کوتاه
پسر بچه ای بود كه اخلاق خوبی نداشت. پدرش جعبه ای میخ به او داد و گفت هر بار كه عصبانی می شوی باید یك میخ به دیوار بكوبی. روز اول پسر بچه 37 میخ به دیوار كوبید. طی چند هفته، همانطور كه یاد می گرفت چگونه عصبانیتش را كنترل كند، تعداد میخهای كوبیده شده به دیوار كمتر می شد. او فهمید كه كنترل عصبانیتش ...
تاریخ درج: ۹۱/۰۲/۱۷ - ۱۶:۱۱ ( 6 نظر , 221 بازدید )
دنيا هرگز اين مادر را فراموش نمي کند - انجمن داستان کوتاه
وقتي گروه نجات زن جوان را زير آوار پيدا کرد، او مرده بود اما کمک رسانان زير نور چراغ قوه چيز عجيبي ديدند، زن با حالتي عجيب به زمين افتاده و حالت بدنش زير فشار آوار کاملاً تغيير يافته بود، ناجيان تلاش مي کردند تا جنازه را بيرون بياورند که گرماي موجودي ظريف را احساس کردند ....
تاریخ درج: ۹۱/۰۲/۱۷ - ۱۶:۰۱ ( 7 نظر , 401 بازدید )
به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان نمیشود !!! - انجمن داستان کوتاه
جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت : بین شما کسی هست که مسلمان باشد ؟ همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد ، بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت : آری من مسلمانم جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا ، پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از ...
تاریخ درج: ۹۱/۰۲/۱۷ - ۱۵:۵۹ ( 9 نظر , 540 بازدید )
مادر - انجمن داستان کوتاه
مردی مقابل گل فروشی ایستاد.او می خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود . وقتی از گل فروشی خارج شد ٬ دختری را دید که در کنار درب نشسته بود و گریه می کرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید : دختر خوب چرا گریه می کنی ؟ دختر گفت : می خواستم برای مادرم یک شاخه...
تاریخ درج: ۹۱/۰۲/۱۴ - ۱۴:۵۵ ( 7 نظر , 224 بازدید )
چگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغات سایت و اپلیکیشن آموزش زبان انگلیسی urg.ir
کاربران آنلاین (1)