فراموش کردم
رتبه کلی: 1654


درباره من
عسل جون تولدت مبارک(تنهای احساس)
  این تقدیم به عسل جون              اینم کیک تولد عسل جونه !!!!!!         ...
تاریخ درج: ۹۲/۰۳/۱۷ - ۱۴:۲۶ ( 11 نظر , 885 بازدید )
از سر دلتنگی
    مخاطب خــاص " من" ، شما هستید ! چرا که من هرچـه برای " او " نوشتم ...خــواند و خندیــد و بــاور نکــرد !!         تو بی تقصیری ! خدای تو هم بی تقصیر است ! من تاوان اشتباه خود را پس میدهم . . . ...
تاریخ درج: ۹۱/۱۰/۱۱ - ۱۷:۳۲ ( 3 نظر , 383 بازدید )
تنهایم.....
تنهــایـم ... اما دلتنگ آغــوشی نیستــم...خستــه ام ... ولـی به تکیـه گـاه نمـی اندیشــم... چشــم هـایـم تـر هستنــد و قــرمــز... ... ... ولــی رازی نـدارم...چــون مدتهــاست دیگــر کسی را "خیلــی" دوست ندارم...    ...
تاریخ درج: ۹۱/۱۰/۱۱ - ۱۷:۲۵ ( 2 نظر , 316 بازدید )
دلنوشته
  " دیوار " که باشی   عاشقِ کسی می شوی   که یادش نیست   کِی، کجا   به تو «تکیه » داده است...     یادم باشد به سهراب بگویم دیگر عشق صدای تپش قلبها نیست    صدای فنر تخت هاست.......       وقتی که عاشق ن...
تاریخ درج: ۹۱/۱۰/۱۰ - ۲۲:۱۲ ( 5 نظر , 368 بازدید )
باور تلخ بودنت....
  باور تلخ نبودنت... تاوان کدامین اشتباه بود؟ تو گفتی بمان و من ماندم... اکنون که تو رفته ای... من در کوچه های تنهایی به انتظار برگشت تو به بی کسی خود خیره شده ام... و نمیدانم اخر چه خواهد شد... میروی و من نگاهت میکنم... تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم بی تو... یک عمر برای گریستن وقت...
تاریخ درج: ۹۱/۱۰/۱۰ - ۲۱:۵۹ ( 1 نظر , 425 بازدید )
....وفاداری....
گفتم:میری؟گفت:آرهگفتم:منم بیام؟گفت:جایی که من میرم جای 2 نفره نه 3 نفرگفتم:برمی گردی؟فقط خندید.....اشک توی چشمام حلقه زدسرمو پایین انداختمدستشو زیر چونم گذاشت و سرمو بالا آوردگفت:میری؟گفتم:آرهگفت:منم بیام؟گفتم:جایی که من میرم جای1 نفره نه 2 نفرگفت:برمی گردی؟گفتم:جایی که میرم راه برگشت ندارهمن رفتم ا...
تاریخ درج: ۹۱/۱۰/۱۰ - ۲۱:۵۶ ( 1 نظر , 320 بازدید )
باورم نمیشه...
باور نكردي عشقمو ،راضي شدي ببيني شكستمو رنجوندي تو قلب خستمو ،با اين كه ديدي پر و بال بستمو تو كه ميگفتي ميموني تا هميشه كنارم حالا نيستي كه ببيني جز تنهايي كس ندارم گفتي كه عاشقمي هميشه ،كسي براي تو من نميشه حالا ميفهمم كه شبيهم به تموم دنيا هنوزم باورم نميشه چطوري شد ،كه كندي دلتو از من به...
تاریخ درج: ۹۱/۱۰/۱۰ - ۲۱:۴۸ ( 1 نظر , 351 بازدید )
...عشق لحظه ای
  سالها... پنهانت کرده بودم در سبزینه آن گیاهی که در کالی احساسم روئیده بود احساسم را کشتم در هیاهوی نوبری بلوغ و دچارت شدم در ناهوشیاری تنم خواستنم ریشه در ابدیت داشت سالها... من ندانستم تو عشق از " گلشن امروز " میخواهی و بودن از " خوشه الان " میچینی...
تاریخ درج: ۹۱/۱۰/۱۰ - ۲۱:۳۸ ( 4 نظر , 270 بازدید )
سایت و اپلیکیشن آموزش زبان انگلیسی urg.ir چگونگی درج آگهی در سایت و قسمت تبلیغات
کاربران آنلاین (2)