دست خودت نیست
زن که باشی...
گاهی کم می آوری
دست هایی را که مردانگی شان امنیت می آورد
و شانه هایی را که استحکام آغوششان لمس آرامش را به همراه دارد.
دست خودت نیست
زن که باشی...
گاهی دوست داری
تکیه بدهی... پناه ببری... ضعیف باشی...
... تاریخ درج: ۹۱/۰۸/۲۷ - ۰۱:۰۱( 5 نظر , 264
بازدید )
باید خوب باشم
من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام
فقط کمی
بی حوصله ام
آسمان روی سرم سنگینی میکند
روزهایم کش امده
هر چه خودم را به کوچه بی خیالی میزنم
باز سر از کوچه دلتنگی در میاورم
روزها تمام ... تاریخ درج: ۹۱/۰۸/۲۶ - ۰۰:۵۳( 3 نظر , 226
بازدید )
«قطار ميرود
تو ميروي
تمام ايستگاه ميرود
و من چقدر سادهام
كه سالهاي سال
در انتظار تو
كنار اين قطار رفته ايستادهام
و همچنان
به نردههاي ايستگاه رفته
تكيه دادهام!»
مرحوم قیصر امین پور
... تاریخ درج: ۹۱/۰۸/۲۱ - ۰۰:۰۶( 3 نظر , 429
بازدید )
گاهی
دلم می خواهد
وقتی بغض می کنم
خدا
از آسمان به زمین بیاید !
اشک هایم را پاک کند ،
... دستانم را بگیرد
و آرام بگوید :
اینجا آدم ها اذیتت می کنند ؟!!
بیـــــــا بـــــــــــرویم !
... تاریخ درج: ۹۱/۰۸/۲۰ - ۲۳:۵۲( 3 نظر , 248
بازدید )
چقدر بــــــده که تو میتونــــــی خودتـــــــو خر کنی...
داغـــــــون کنی...
بدبـــــخت کنی...
...
اما نمیتونـــــــی خودتــــو بغــــــــل کنی...
آروم کنــــی...
از تنهایـــــــی در بی... تاریخ درج: ۹۱/۰۸/۲۰ - ۱۹:۰۵( 3 نظر , 282
بازدید )
رسیدن هم مثل نرسیدن سخت است
رسیدن آداب دارد
وقتی رسیدی باید بمانی،
باید بسازی
باید مدام یادت باشد که چه قدر زجر کشیدی تا رسیدی....
که آرزویت بوده برسی
وقتی رسیدی باید حواست باشد
تمام نشوی.....
... تاریخ درج: ۹۱/۰۸/۱۵ - ۲۱:۳۴( 4 نظر , 387
بازدید )
دست های کوچکش
به زور به شیشه های ماشین شاسی بلند حاجی می رسد
التماس می کند : آقا... آقا "دعا " می خری؟
و حاجی بی اعتنا تسبیح دانه درشتش را می گرداند
و برای فرج آقا "دعا " می کند....
... تاریخ درج: ۹۱/۰۸/۱۵ - ۲۱:۲۷( 1 نظر , 282
بازدید )
با اميدي گرم و شادي بخش
با نگاهي مست و رؤيائي
دخترك افسانه مي خواند
نيمه شب در كنج تنهائي:
بي گمان روزي ز راهي دور
مي رسد شهزاده اي مغرور
مي خورد بر سنگفرش كوچه هاي شهر
ضربه سم ستور بادپيمايش
مي درخشد شعله خورشيد
بر فراز تاج زيبايش
تار و پود جامه اش از زر
... تاریخ درج: ۹۱/۰۸/۱۵ - ۲۱:۲۰( 2 نظر , 276
بازدید )
آری تو راست می گویی آسمان مال من است
پنجره ، فکر ، هوا ، عشق ، زمین ، مال من است
اما سهراب تو قضاوت کن بر دل سنگ زمین جای من است؟
من نمی دانم که چرا این مردم ، دانه های دلشان پیدا نیست.
صبر کن ای سهراب
قایقت جا دارد؟
... تاریخ درج: ۹۱/۰۸/۱۵ - ۰۱:۴۰( 6 نظر , 287
بازدید )