با درود و سپاس از همراهان عزیز، بخصوص عزیزانی که با کامنت های ارزشمندشان در تکمیل این مطلب فوق، نقش ارزشمندی را ایفا خواهند نمود و از تذکرات و توضیحاتتان استفاده کافی را خواهیم برد. من همیشه قدر شناس همراهیتان هستم با تشکر.
مردم فهیم شهرستان میانه!
از آنجا که اعضای محترم...
مهدی چهره
تاریخ درج:
۹۱/۰۶/۱۵ - ۰۱:۴۷ 89 نظر , 3754
بازدید
نماز شب یادمون نره.....
خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن 11 رکعت است
من: خدایا من خسته ام نمیتوانم
خدا: بنده ی من 2رکعت نماز شفع بخوان و 1 رکعت نماز وتر
من: خدایا برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم
خدا: بنده ی من قبل از خواب این 3 رکعت را بخوان
من: خدایا 3 رکعت زیاد ا...
گل آبی من
تاریخ درج:
۹۱/۱۱/۰۹ - ۱۲:۰۳ 32 نظر , 1525
بازدید
سلام دوستان عزیزم
امشب میخوام سال ماه های مازندران رو براتون بگم
امسال سال 1391 برابر است با سال 1523 مازندران
ماه های باستانی *** ماه های مازندران
فروردین *** ارکه
ادیبهشت *** دِ
خرداد *** وهمنه
تیر *** نَوروزما
مرداد *** فردینه
شهریور *** کرچه
&nbs...
ادامه داستان...
در آن زمان آقا رضا هنوز مجرد بود و خیلی به خانه آن ها رفت و آمد می کرد و به قول معروف با هم همسفره بودند.
پس از انتقال به اصفهان، ارتش هر دوی آنها را به شیراز منتقل کرد. در همان جا محبوبه، فرزند سوم علی به دنیا آمد.
آقا رضا و علی در دانشکده افسر...
سایه خلیلی
تاریخ درج:
۹۱/۰۷/۲۰ - ۱۹:۴۰ 3 نظر , 710
بازدید
سلام به همه دوستان خوبم!
امیدوارم از خواندن این داستان تقریبا کوتاه که براساس واقعیت نوشته شده ,لذت ببرید.
قسمت اول:
امروز جمعه اوایل پائیز سال 1390 است و مانند همیشه با غروبی دلگیر که در آن ناله افتادن برگهای درختان در گوش آدم طنین افکن می شوند! هیچ کس زنگ در خانه آقا رضا...
سایه خلیلی
تاریخ درج:
۹۱/۰۷/۱۵ - ۱۸:۱۶ 4 نظر , 797
بازدید
rn rn rn rn rn rn rnrnrn زنی ایرانی که یک عمر مثل مردها زندگی کرده!+عکسrnrnrnrn نام: تمام گلrn نام پدر: گرز علیrn نام مادر: گوهرrn متولد روستای یارمجرباغ شهرستان رزن (استان همدان)rn rn rnrn rn rn rnrnrn rn مقدمه:rn به سراغ...
فرهاد علیا
تاریخ درج:
۹۱/۰۶/۲۰ - ۲۲:۴۵ 12 نظر , 143
بازدید
میگویند حدود ۷۰۰ سال پیش، در اصفهان مسجدی میساختند.
روز قبل از افتتاح مسجد، کارگرها و معماران جمع شده بودند و آخرین خرده کاریها را انجام میدادند.
پیرزنی از آنجا رد میشد وقتی مسجد را دید به یکی از کارگران گفت: فکر کنم یکی از منارهها کمی کجه!...
ابراهیم مرسلی
تاریخ درج:
۹۱/۰۵/۳۱ - ۱۰:۱۱ 2 نظر , 310
بازدید
تبرها، ارّه برقی های وحشی
نباید هم غم ِ باغو بدونن
داره سربالا می ره آب و بازم
دارن قورباغه ها آواز می خونن
صدای سنگ، روی بغض شیشه
صدای «زندگی بی تو نمیشه»!!
تموم دفترم رو خون گرفته
تو می گی: «دوستت دارم همیشه»!!
خبر اومد از اون دختر که زنده...
مینا فرهمند
تاریخ درج:
۹۱/۰۶/۰۵ - ۲۳:۳۷ 11 نظر , 2005
بازدید
دمی با لسان الغیب...عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
روزی مردان قبیله سرخ پوست از رییس جدید می پرسن:
آیا زمستان سختی در پیش است؟
رییس جوان قبیله که هیچ تجربه ای در این زمینه نداشت ،جواب می دهد((برای احتیاط برید هیزم تهیه کنید))
بعد میره به سازمان هواشناسی کشور زنگ می زنه :آقا امسال زمستون سردی در پیشه؟
پاسخ:این طور به نظر...